حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
25
تاريخ قم ( فارسي )
از اصپاهان نقل و جدا كردهام و در قديم الدهر استان درام خواندهاند اين حكايت كه ما مجموع ياد كرديم از زبان حمزه در اشتقاق عرب نام قم را از نام كُميدان بلا شك از اختراع حمزه است و از خاصّهاى او سبب آنك نام قم بانفراد و نام كميدان بانفراد و هر دو بهم در ايّام القديم بوده و شنيده [ شده ] و صحيح و معتبر و معتمد در آنك قم را چرا قم نام نهادند روايتيست كه برقى گويد كه قم مجمع آبهاى تيمره و انار بود بواسطه گياه و علف رُعاة احشام و صحرانشينان آنجا نزول كردند و خيمه زدند و خانها بنا كردند و آن خانه را كومه نام كردند بعد از آن تخفيف كردند و گفتند كُم بعد از آن معرّب گردانيدند و گفتند قم معتبر و درست اين روايتست و در روايت شيعه در حديثى كه من در فصل هشتم ازين باب ياد كنم آمده است كه در آن شب كه رسول خدا محمد مصطفى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را به آسمان بردند ابليس ملعون را ديد كه بدين بقعه به زانو در آمده و مرفق هر دو دست بر سر زانو نهاده و نظر در زمين ميكرد رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم او را گفت * ( قم يا ملعون ) * يعنى برخيز اى ملعون بدين سبب قم را قم نام كردند و در روايتى آمده است كه من در فصل هشتم شرح و بسط آن خواهم كردن كه قم را از آن جهت نام كردهاند كه قائم آل محمد عليه و عليهم السّلام را از اين شهر مدد و معاون و مساعد خواهد بود چنانچ بدان سبب خروج كند و ظهور فرمايد و الله اعلم ، ذكر صورت فتح ناحيت قم راويان فتحهاى بلاد اسلام روايت كنند كه بيشترين نواحى اصفهان كه ابو موسى اشعرى و اميران لشكر او فتح كردند و بگشادند بجنگ و قهر بود و بتيغ و شمشير بريشان غلبه كردند و فتح بر وجه صلح نبوده و ابروز بتيمرتين همه نواحى اصفهان بوده پس مينمايد كه فتح ناحيت قم بجنگ و محاربت بوده باشد زيرا كه اعمال ناحيت قم باعمال آن نواحى متّصل بوده و همچنين ابو على عبد الرحمن بن عيسى بن حماد همدانى المعروف بكاتب بكر بن عبد العزيز در كتاب خود كه آن را كتاب همدان نام كرده است چنين ياد كرده است كه من كتب اموال و غير آن را مطالعه كردهام و در آنجا يافتهام كه ابا عبيد و شافعى و مالك روايت كردهاند كه مجموع بلاد جبال فتح آن بجنگ و قهر و استيلا